نشست «بنبست اطلاعرسانی» با حضور محمد خدادی، معاون مطبوعاتی دولت دوازدهم، احسان صالحی، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم و محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم، برگزار شد و در آن سه مسئول اطلاعرسانی از سه دولت، درباره چرایی ناکارآمدی نظام ارتباطی کشور، کاهش سرمایه اجتماعی و فاصله میان دولت و جامعه سخن گفتند.
به گزارش خبرنگار اطلاعات، در این نشست که توسط دفتر توسعه رسانه برگزار شد، خدادی سخنان خود را با یک تفکیک اساسی آغاز کرد: رسانه محل انتقال اطلاعات است، نه خود اطلاعات. به اعتقاد او، یکی از ریشههای بحران اطلاعرسانی در کشور این است که از رسانه انتظار میرود مشکلاتی را حل کند که اساساً منشأ آنها بیرون از رسانه است. در طول سالهای گذشته بارها چنین اتفاقی افتاده است؛ بحرانی ایجاد شده، تصمیمی گرفته شده یا مشکلی اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته و سپس از رسانه خواسته شده افکار عمومی را قانع کرده و مسأله را حل کند.
او تجربه کرونا را نمونهای از تجربههای موفق دانست که در آن، وقتی متولی اداره جامعه مسأله را فهم کرد و با مردم صادقانه رفتار شد، رسانه نیز توانست نقش خود را ایفا کند. در مقابل، بحرانهایی نیز وجود داشته که حتی خود رسانهها نمیدانستند اصل ماجرا چیست.
خدادی برای توضیح این وضعیت به ماجرای هواپیمای اوکراینی اشاره کرد و گفت در زمان وقوع این حادثه، معاون مطبوعاتی بوده و به مدیران رده اول دسترسی داشته است. به گفته او، تا عصر جمعه، منابع موثق به او میگفتند که «کار ما نبوده» و در چنین شرایطی پرسش این است که «از رسانه چه انتظاری میتوان داشت؟»
به اصل «اعلام حداقلی، اقدام حداکثری» پایبند باشیم
خدادی ادامه داد: یکی از اصول ضروری در نظام اطلاعرسانی باید «اعلام حداقلی و اقدام حداکثری» باشد، اما در کشور اغلب مسیر برعکس طی میشود. چه اصراری وجود دارد که مسئولان پیش از تحقق یک اقدام، آن را با صدای بلند اعلام کنند؟ از وعده رفع همه تحریمها گرفته تا ساخت یک میلیون مسکن یا وعدههایی درباره آینده وضعیت برق. در حال حاضر این تصور نادرست شکل گرفته که رضایت مردم با میزان اعلام دستاوردها افزایش مییابد، در حالی که سرمایه اجتماعی با عمل ساخته میشود، نه با اعلام.
معاون مطبوعاتی دولت دوازدهم همچنین بحران اصلی را متوجه دستگاههای روابط عمومی دانست و گفت: این دستگاهها باید محل دسترسی به اطلاعات باشند، اما خودشان به رسانه تبدیل شدهاند. این بخشها به جای آنکه ارتباط واقعی میان دستگاه و جامعه را برقرار کنند، به محل تبلیغات مدیران تبدیل شدهاند.
ساختار اطلاعرسانی ما در گذشته مانده است
خدادی در نقد ساختارهای رسمی اطلاعرسانی گفت: اصل بحران اطلاعرسانی، زندگی در گذشته است. قرارگاهها، شوراها و ساختارهایی که برای مدیریت رسانه ساخته شدهاند، محصول دورهای دیگرند و با اقتضائات امروز رسانه تناسب ندارند. از دل شورای اطلاعرسانی و قرارگاه چیزی درنمیآید، دوران چنین ساختارهایی گذشته است و باید به دنبال کار جدید بود .
وی افزود: مشکل دیگر این است که جریان رسانهای کشور بیش از آنکه با مردم درگیر باشد، با خودش درگیر است. صداوسیما یک روایت دارد، رسانهای دیگر پاسخ آن را میدهد، رسانههای وابسته به نهادهای مختلف روایتهای متفاوتی منتشر میکنند و هر وزارتخانه نیز برای خود رسانه و حتی خبرگزاری دارد. این وضعیت اساساً اشتباه است. ما هنوز متوجه نشدهایم که باید پایان دوران رسانههای دولتی و حاکمیتی را اعلام کنیم. وجود این حجم از رسانههای وابسته به دولت و حاکمیت، خود یکی از مشکلات سرمایه اجتماعی است.
او همچنین از سیاسی شدن رسانه انتقاد کرد و گفت: در کجای دنیا مقامات اینقدر حرف میزنند؟ تعدد اظهارنظرهای مسئولان، نمایندگان مجلس و دیگر چهرهها، خود به تولید بحران اطلاعرسانی منجر شده است؛ تا جایی که یک اظهارنظر محلی نیز میتواند در رسانههای بینالمللی بازتاب پیدا کند و برای کشور هزینه ایجاد کند.
ایجاد ساختار جدید به جای اصلاح روندهای اشتباه
در ادامه نشست، احسان صالحی دبیر شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم هم گفت: سرمایه اجتماعی در حوزه رسانه بحث مهمی است. بعد از خروج ترامپ از برجام، به همان نسبت مسیر ارتباطی دولت با افکار عمومی دچار اختلال میشود و این در خصوص بحث افزایش قیمت بنزین و... مصداق دارد. باید روی موضوع سرمایه اجتماعی کار کرد. بخشی، داخلی است و بخشی هم ناشی از دستکاریها از بیرون است.
وی افزود: ساختارهای مختلفی را برای حل مشکلات بوجود آوردند که گاه بینتیجه بوده. مثلا بحرانها در کشور جنبه امنیتی پیدا کرده. در نتیجه شورای عالی امنیت ملی وارد شد. بعد قرارگاه رسانهای را تشکیل دادند. بعد دیدند که زیست مردم در فضای مجازی است رفتند شورای فضای مجازی تشکیل دادند که رسانه را از آنجا کنترل کنند. گاه جواب داده و گاه مشکلات را بیشتر کردهاند. ساختارهای مختلف را ایجاد کردیم؛ با این نگاه که ساختار کم داریم و برای حل مشکل باید دنبال ساختارهای جدید برویم و این منجر به اختلال در اقدامات و موازی کاری شده است. باید بررسی شود که کدام یک از این ساختارها لازم است و بین اینها تقسیم کاری شود.
صالحی گفت: اتاقهایی که در آن تصمیمات گرفته میشود به گونهای طراحی شدهاند که ارزیابیهای دیگران در این اتاقها جایی ندارد. نهایت این که مشکلاتی بوجود میآید و سپس از رسانه میخواهند مشکل را حل کنند. ما در دوره خودمان میخواستیم به این مشکلات نظم بدهیم. اما برخی که مثلا در دبیرخانه شورای عالی امنیت بودند به جلساتی که تشکیل میدادیم نمیآمدند و میگفتند ما بالادست هستیم.
باید نهادهای موازی اطلاعرسانی دولتی را تجمیع کنیم
محمد گلزاری دبیر شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم هم گفت: ما سالهاست که در دولت و بخشهای حاکمیتی، نسبت به افکار عمومی مسیری را رفتهایم که سرمایه اجتماعی ما کم و کمتر شد. سال ۸۳ رهبر شهید از حوزه اطلاع رسانی دولت آقای خاتمی گلایه میکنند. اما میبینیم که نه تنها این رویه درست نشد، بلکه در دولت احمدینژاد و بعد دولت روحانی و سپس در دولت آقای رئیسی و الان هم در دولت فعلی ادامه پیدا کرد.
وی تصریح کرد: حاکمیت و دولت نمیداند که کجا باید صدای مردم را بشنود. و چون نمیتواند صدای آنها را بشنود یا صدای خود را به مردم برساند، ساختار پشت ساختار ایجاد کرد. کار نه تنها بهتر نشد بلکه بدتر شد.
وی افزود: ما تصمیم گرفتیم با یک مسیر سهگانه نظام جامع اطلاع رسانی را تدوین کنیم. با مصوبه هیات وزیران پیش رفتیم و ۲۳ کشور را بررسی کردیم.
به این نتیجه رسیدهایم که باید نهادهای موازی اطلاعرسانی دولتی را تجمیع کنیم. جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نشان داد که جایی پیروز هستیم که تیم چابک داشته باشیم. ساختارهای موجود نظام اطلاع رسانی را فربه و کند کرده است.ما هیچ پشیمانی از این رفتارها نداریم و دوباره ایجاد ساختار میکنیم. امید است حکمرانی اطلاع رسانی را اصلاح کنیم.
شما چه نظری دارید؟